خرید بک لینک

چقدر همه چیز تغییر کرد از دو سال پیش

چقدر من تغییر کردم

زندگی جالبه، بده و سخت، حس و حال سی سالگی داره نزدیک میشه نگاهم چقدر تغییر کرده به خیلی مسائل

زندگی سخت تر شده ولی میبینم که من پذیراتر شدم برای خیلی از سختی هاش

چقدر آدمای زیادی اومدن تو این دو سال و رفتن... یه عده هم هنوز هستن

آدمیزاد موجود عجیب

و منِ عجیب ترِ

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: دوشنبه 19 مرداد 1405 ساعت: 8:35

زور میزنم حال خودمو خوب کنم فقط دو روز موفق میشم و دوباره بر میگردم سر پله اول... به همون شدت خسته و نا امید... همونقدر همه چیز پوچ و بی معنی میشه حتی تعجب میکنم چطور برای دو روز تونستم حس کنم همه چیزو الان فقط میتونم فرار کنم از همه چیز میدونم دارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 1:36

احساس میکنم تموم شدم... ********* بدتر از خواستن این لطمه نتوانستن هی بخواهیم و رسیدن نتوانیم که چه!

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 1:36

دو روز مونده تا تموم بشه و هیچ دستاوردی برام نداشت.

نه خوب، نه بد!

فقط به مرحله سر شدگی منو رسوند،

به یه جایی که تا میای خیال پردازی کنی میبینی دستت به هیچ جا بند نیست،

میبینی امکان برآورده کردنش رو نداری،

میبینی داری از آدمیزاد به دور میشی،

و دیگه حتی حوصله ات نمیگیره که بخوای به اینا فکر کنی و کاری بکنی که این وضعیت تغییر کنه...

فقط روز ها شب میشه و شب ها روز.

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 20:54

فکر میکنم تا الان تمام چیزی که فکر میکردم واهی بوده، یه رویا و خیال خام بوده از جانب من.هیچ وقت اون چیزی که من فکر میکردم نبوده و نخواهد بود.باز میخوام خودمو گول میزنم که کمتر اذیت بشم ولی نمیشه.خیلی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 20:54

کاش انقدر رویا پردازی نمیکردم، کاش از اول همه چیزو همونی که بود میدیدم نه اینکه خودمو گول بزنم!

به طرز احمقانه ای خیال پردازی کردم برای چیزی که اصلا نبود و نیست و نخواهد بود.

انگار تازه داره دروغ ها برام رو میشه. انگار تازه دونه دونه دارم متوجه اصل قضیه میشم.

و چقدر دیره برای من...

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 20:54

انقدر که با دیدنت آرامش میگیرم و حالم خوب میشه،

آلپرازولام حالمو خوب نمیکنه :)

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﺰﯾﺮه ﮔﻤﺸﺪه ای ﺑﺎﺷﻢ

ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻭﺟود ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ...

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

یه جایی به خودت نگاه میکنی میبینی به هیچ جا نرسیدی! یه سری هدف داشتی که به هیچ کدوم نرسیدی و الان برات بی ارزش شدن... دیگه هدفی نداری تو زندگی. هیچ چیزی هم پیدا نمیکنی که بهش علاقه داشته باشی و بری دنادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

آدما پشیمونم میکنن از حرف زدن باهاشون... بحث کردن باهاشون اذیتم میکنه. من نمیگم حق با منه، من میگم من این جوری هستم حالا یا خوب یا بد! ولی بقیه تماما اصرار دارن که تو اشتباه میکنی و ما داریم درست میگیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

سختمه به خاطر نزدیکی زیاد، برای ظاهر سازی دورتر از بقیه باشم.

حتی غریبه ها بیشتر از من فیض میبرن...

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

با تو همه چیز شیرین شروع شد.

وقتی با اشعار منزوی عاشق شدیم

وقتی عشق رو با مولانا بهم نشون دادی

وقتی احساس نوشته هام رو با فروغ قیاس کردی

وقتی منو تو کتاب و شعر و موسقی به جایی بردی که هیچ وقت نرفته بودم

ما را به جز

تو

در همه عالم عزیز نیست

#سعدی

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

رابطه دقیقا اونجاهایی که،
سرت رو شونه اشه،
هی سرشو میاره پایین بوست میکنه!

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

چرا این استرس لعنتی خوب نمیشه؟

چرا نمیتونم هیچ وقت مطمین باشم؟

+ تو این هیری ویری وقت گوشی خراب شدنه اخه :|

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

الان یجوری شده، هر چی دوستامو کمتر میبینم آرامشم بیشتره.

هر چی باهاشون کمتر حرف میزنم خوشحال ترم!

پشیمونم میکنن از یه روزی که وقت میزارم میبینمشون...

برچسب: نویسنده: اشکان محمدپور تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 17:23

صفحه بندی