چقدر همه چیز تغییر کرد از دو سال پیش
چقدر من تغییر کردم
زندگی جالبه، بده و سخت، حس و حال سی سالگی داره نزدیک میشه نگاهم چقدر تغییر کرده به خیلی مسائل
زندگی سخت تر شده ولی میبینم که من پذیراتر شدم برای خیلی از سختی هاش
چقدر آدمای زیادی اومدن تو این دو سال و رفتن... یه عده هم هنوز هستن
آدمیزاد موجود عجیب
و منِ عجیب ترِ
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
نه خوب، نه بد!
فقط به مرحله سر شدگی منو رسوند،
به یه جایی که تا میای خیال پردازی کنی میبینی دستت به هیچ جا بند نیست،
میبینی امکان برآورده کردنش رو نداری،
میبینی داری از آدمیزاد به دور میشی،
و دیگه حتی حوصله ات نمیگیره که بخوای به اینا فکر کنی و کاری بکنی که این وضعیت تغییر کنه...
فقط روز ها شب میشه و شب ها روز.
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
کاش انقدر رویا پردازی نمیکردم، کاش از اول همه چیزو همونی که بود میدیدم نه اینکه خودمو گول بزنم!
به طرز احمقانه ای خیال پردازی کردم برای چیزی که اصلا نبود و نیست و نخواهد بود.
انگار تازه داره دروغ ها برام رو میشه. انگار تازه دونه دونه دارم متوجه اصل قضیه میشم.
و چقدر دیره برای من...
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
آلپرازولام حالمو خوب نمیکنه :)
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻭﺟود ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ...
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
حتی غریبه ها بیشتر از من فیض میبرن...
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
وقتی با اشعار منزوی عاشق شدیم
وقتی عشق رو با مولانا بهم نشون دادی
وقتی احساس نوشته هام رو با فروغ قیاس کردی
وقتی منو تو کتاب و شعر و موسقی به جایی بردی که هیچ وقت نرفته بودم
ما را به جز
تو
در همه عالم عزیز نیست
#سعدی
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
چرا نمیتونم هیچ وقت مطمین باشم؟
+ تو این هیری ویری وقت گوشی خراب شدنه اخه :|
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور
هر چی باهاشون کمتر حرف میزنم خوشحال ترم!
پشیمونم میکنن از یه روزی که وقت میزارم میبینمشون...
برچسب:
نویسنده: اشکان محمدپور